تبليغاتX
من و ایرج.. - یاجوج و ماجوجهای حوزه زبان فارسی

من و ایرج..

یاجوج و ماجوجهای حوزه زبان فارسی

من علاقه مند بودم که این وبلاگ فارغ از سیر فعلی مطالعاتیم پیش رود و راستش اصلا دلم نمی خواست به این زودیها وارد مسئله سیاست شوم. اما مطلبی که امروز در گویا دیدم - و یادآوری بعضی مقالات آقای راشدان در ذهنم- موجب عصبانیتم شده است و این است که هرچند می دانم در حال عصبانیت نوشته هایم سست و گاه بیربط از آب در می آید؛ تصمیم دارم کمی بنویسم تا دلم خنک شود!!

گویا در بعضی اذهان معلول اینطور جا افتاده است که مخالفت با جمهوری اسلامی از نوعی اصالت برخوردار است که هر آشغالی را می توان به بهانه آن بلعید و به این زباله نوشی خود افتخار هم کرد! آقای راشدان چندی پیش فرمایش ول داده بودند که مخالفین اسرائیل یک مشت آدم بوگندوی ریشو و استبدادپرست و .... هستند (لابد چامسکی و آل احمد و ادوارد سعید و ... را می گفته است!) جدیدا اقای مستشار به صراحت می گوید که مخالفت با صهیونیسم همان یهودی ستیزی است! این همه حماقت نوبر است! آقا اصلا توجه ندارد که مخالفت با صهیونیسم چیزی جز ضدیت با نژادپرستی نیست (به این آقای نه چندان محترم باید گفت که همان سازمان ملل که تنها بهانه مشروعیت اسرائیل معرفی می شود صهیونیسم را شکلی از نژادپرستی معرفی کرده است و محکومش ساخته) و یهودی ستیزی -بنا به تبار این واژه- نوعی نژادگرایی است.

تا همینجا تکلیف میزان شعور این آقای مستشار روشن شده است. کسی که اینقدر عامی است که نمی فهمد یهودی ستیزی نه به دلیل حرمت خاص نژاد یهود؛ بلکه به دلیل حرمت نوع بشر و زشتی نژادپرستی است که محکوم است؛ تکلیفش روشن است. اما نکته ای که بیشتر رنج آور است آن است که یکی از روشهای استدلالی بسیار منحط نوشتار این آقای مستشار متاسفانه در حوزه زبان فارسی بسیار مشاهده می شود. و ترویج تابعیت اخلاق از سودانگاری قومی و ملی است. در نوشتار آقای مستشار اینطور استدلال شده است که چون اسرائیل در بخشی از خاک ایران تشکیل نشده است؛ ما -که ایرانی هستیم- نباید هیچگونه محکومیت اخلاقی برای تجاوزی که به مسکن و مولد دیگران صورت پذیرفته است قائل باشیم. بلکه آقای مستشار پا را فراتر نهاده و به این عنوان که یهودیان حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه را قلبا (؟!!!!!!!!!) پذیرفته اند و اعراب این حاکمیت را نپذیرفته اند؛ مدعی است که وظیفه اخلاقی هر ایرانی دفاع از جنایاتی می شود که اسرائیل بر ضد فلسطینیان ( و به اعتقاد من بر ضد بشریت) مرتکب شده و می شود.

نقاط ضعف مقاله آقای مستشار بیش از اینها است. شیوه برخورد او با هولوکاست یکی دیگر از شواهد عامی بودن او است. اهمیت هولوکاست از دید یک روشنفکر در آن است که چنین جنایاتی بر ضد بشر دیگر هرگز تکرار نشود. نه بر ضد یهود و نه هیچ گروه دیگر انسانی. اما هولوکاست در مقاله آقای مستشار تبدیل به چماقی می شود که جنایات اسرائیل را موجه جلوه دهد و سایر جنایاتی را که بر ضد بشر توسط متحدین اسرائیل صورت پذیرفته و می پذیرد؛ کم اهمیت و مسکوت باقی نهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 7:27  توسط ایرج  |